ورودپرسشهاي متداولجستجوثبت نامليست اعضاگروههاي کاربرانالرئيسية

شاطر | 
 

 يوگا

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
Un4GivEn
گروه مدیریت
گروه مدیریت
avatar

تعداد پستها : 339
Age : 32
Registration date : 2007-12-29

پستعنوان: يوگا   الخميس يونيو 26, 2008 6:00 am



تو آن هستی
تات توام سی
لا انا و لا انت هو


یوگا یک اسطوره باستانی نمی باشد و چنین ادعائی هم ندارد. بلكه میراث ارزشمندی ست که به موازات تکامل بشری کامل گردیده است و این تکامل به سمت نظم و خالص شدن جهت دارد.


مارکوپولو(1254-1324میلادی) جهانگرد معروف ونیزی در سفرنامه خود درباره یوگا این چنین نوشته: درمیان بومیان اینجا گروهی هستندکه به دستور دین خود زندگی می کنند كه به نام " چوغی" خوانده مي شوند آنان از برای خشنودی پروردگارخود یک زندگی سخت را در پیش گرفته اند. از سر تا پا برهنه هستند. هیچ جای تن خود را نمی پوشانند و گویند در این برهنگی شرمی نباشد زیرا این چنین به دنیا آمدیم و گویند اگر کسی به گناهان شهوانی فکر نمی کند نباید از برهنگی خود شرمگین باشد. آنان گاو را می ستایند.

استخوانهای گاوها را می سوزانند و از خاکستر آن مرهمی سازند و با آن چندین جای تن را با آئین خاصی نشان می گذارند و اگر به یکی از دوستان خود برخورد کنند، از همان خاکستر میان پیشانی او نشانی می گذارند. آنان هیچیک از آفریدگان را از زندگی بی بهره نکنند حتی نه مگس، نه کک و نه شپش را و ایمان دارند که آنها نيز جان و روانی دارند و نباید آزرده شوند. معتقدندکه نباید از گوشت حیوانی به عنوان غذا استفاده کردکه گناهی سهمگین است. از خوردن سبزیهای تازه و یا ریشه گیاهان خودداری می کنند. مگر آنکه خشک شوند زیرا از برای آنان نیز جانی قائلند. در هنگام غذا قاشق و بشقاب به کار نمی برند و خورشت خود را روی برگهای بزرگ می گذارند. از یک زندگی دیرپا برخوردارند و به دليل اين میانه روی و بی آلایشی عمر طولاني دارند. آنگاه که از این گیتی درگذرند، پیکرشان را بسوزانند تا کالبدشان کرمها را نپروراند.

ابن بطوطه (طنجه مراکش703الی799) نیزدر سفرنامه خود چندین بار از جوکیان هند یاد می کند.. خود او سالها در هند زندگی کرد. او در جایی می نویسد یک جوکی می تواند ماهها بدون غذا و آب زنده بماند و می تواند در گوری در زیر خاک به سر برد و ماهها بدون آب و غدا زنده بماند. روی آن گور را پوشانده، سوراخی بر روی زمین می گشایند تا هوا درآن راه یابد. شنیدم بعضی از آنها سراسر یک سال را در گور به سر می برند. جوکیها دانه هایی می سازند که هر یک از آن دانه ها، آنان را برای چندین روز یا چندین ماه از آب و غذا بی نیاز می سازد. آنها از عالم غیب خبر می دهند. پادشاه هند آنان را گرامی می دارد و همنشینشان است. با گیاه بسازند و گوشت نخورند. آنچه از کردارشان پیداست این است که بر ریاضت خو گرفته اند و نیازی به جهان و زینتهای آن ندارند. برخی از آنان به قدری قوی هستند که به یک نگاه می توانند کسی را بمیرانند.

ابن بطوطه در جایی دیگر می نویسد: روزی نزد پادشاه دو جوکی دیدم که تن خود را در پارچه ای پوشانده و موهای سر خودرا تراشیده بودند. پادشاه ازآنها خواست که کارهای شگفت انگیز خود را به من نیز نشان دهند. یکی از آن دو ناگهان به هوا برخاست و همچنان نشسته در بالای سر من قرار گرفت. بیم و هر اس ناشی از دیدن این عمل مرا در بیهوشی فرو برد. پادشاه دستور داد از دارویی که پیش وی بود به من بخورانند. پس از چندی که به خود آمدم، دیدم که آن جوکی همچنان در بالای سر من، در هوا نشسته است. پادشاه به من گفت بیم آن دارم که تو با دیدن اینگونه چیزها دیوانه شوی وگرنه کارهای بزرگتری از این جوکیان بر می آید. آهوی افسانه ای که مشک در ناف داشته، برای پیدا کردن سرچشمه بویی که در خود داشت تمام دنیا را جستجو کرد. این مفهوم به شکلی دیگر بر سر در معبد دلف حک شده است که "خود را بشناس تا خدا را بشناسی."

مراقبه (مديتيشن) اطلاقي کلي به مجموعه اي از روشهايي است که ما را به سوي يک تجربه دروني سوق مي‌دهد. مديتيشن در لغت به معني تفکر و تعمق است. در اين باره مقالات و کتب زيادي به زير چاپ رفته، اما نادرند کساني که اين مفهوم دروني را تجربه کرده‌اند. شايد لازم باشد بر اين نکته تأکيد کنم که يک تجربه دروني يک مفهوم ذهني است نه يک واقعيت خارجي. مراقبه ارتباط با درون است نه پيروي و بردگي از تجربه هاي ديگران که شخصي و انحصاري‌اند. در اين روند نکته اصلي اين است که از سطح ذهن منطقي فراتر رويم، چون ما مي خواهيم درکي شهودي را تجربه کنيم. با طي مراحل رشد توانايي استدلالي ما قويتر مي شود و به همان نسبت تکيه ما به احساسات و کمک گرفتن از آنها کمتر خواهد شد. شايد زيباترين تشبيه در اين باره تشبيه دکتر ماگس ورتايمر باشد که به بزرگسالان لقب کودکان فاسد شده داده است.

ما در مراقبه سعي داريم که حداقل براي مدت مشخصي از ذهن استدلالي خويش فاصله بگيريم. در اين مسير نه نقطه‌ پاياني وجود دارد و نه تجربه‌اي ويژه و مشخص. ما به عنوان قسمتي از يک مرحله تکويني کار مي‌کنيم و هدفي را مي جوييم که مي‌دانيم براي هميشه دست نيافتني است. علم روانکاوي به افراد کمک مي کند تا با آنچه در لايه‌هاي زيرين ذهنشان پنهان شده و باعث يک سري عقده ها، ترسها و رفتارهاي نامتعادل گرديده، آگاهانه برخورد کرده، به اين طريق به تعادل برسند. ما در مراقبه هم چنين مسيري را طي خواهيم کرد، با اين تفاوت که هر کس خود مي تواند روانکاو خود باشد. در حين مراقبه، از وجود ترس‌ها و عقده‌هايي که از وجودشان بي‌خبر نيستيم آگاه مي‌شويم. اولين هدف مراقبه، رهاسازي انسان از اين احساسات نامطلوب مي باشد و مهم‌ترين هدف آن اين است که بياموزيم در يک زمان معين فقط به يک کار مشخص بپردازيم؛ يعني اگر مي‌رقصيد، فقط برقصيد. اگر موفق به انجام اين کار شديد، مطمئناً شما در حال انجام مراقبه هستيد.

ازیکی ازفیلسوفان و مرتاضان هندی پرسیدند: آیا پس ازاین همه دانش و فرزانگی و ریاضت هنوزهم به ریاضت مشغولی؟
گفت: آری. گفتند: چگونه؟
گفت: وقتی غذا می خورم صرفاً غذا می خورم و وقتی می خوابم فقط می خوابم.
این شاید بزرگ ترین ثمره ی تمرکز است. آیا شما هم هنگام غذا خوردن می توانید تمام توجهتان را روی غذا خوردن و لذت و مزه ی غذا معطوف کنید، یا اینکه معمولاً از افکار مربوط به گذشته و آینده آشفته اید و چون به خود می آیید می بینید غذایتان تمام شده و جز امتلا و پری معده هیچ نفهمیده اید.

تمرکز واقعی یعنی اینکه اگرشما درطول روزبه پنج فعالیت مختلف مشغولید، درهرفعالیت صرفاً به آن فکرکنید و از افکار مربوط به کارهای دیگرآسوده باشید.

موفقیت زندگی روزانه ی ما تماماًً به میزان تمرکز ما برامور روزانه ارتباط دارد. اگر شما قادر باشید به هنگام کار فقط روی کارخود، به هنگام ورزش صرفاً روی انجام حرکات، درهنگام مطالعه فقط روی موضوع کتاب و به هنگام انجام فعالیت هنری ازقبیل موسیقی، نقاشی، خطاطی و . . . به فعالیت هنری خود توجه و تمرکز کنید، عملاً موفقیت شما به میزان چشمگیری افزایش می یابد.

تمام نوابغ جهان کسانی بودند که از قدرت تمرکز فوق العاده ای برخوردار بودند. آشفتگی و شوریدگی ذهنی، عملاً شما را به هیچ عنوان موفق نمی کند. وقتی کارمی کنید به خانواده می اندیشید، وقتی درخانواده به سرمی برید ازشغل خود نگرانید و وقتی ورزش می- کنید در اندیشه ی تحصیل هستید و وقتی درس می خوانید فکرتان هزارسو می رود. این عملاً اتلاف وقت و مؤثر نبودن است.
موفقیت یعنی تمرکز، تمرکزو تمرکز

پا تا نجالی ( اديب و فيزيک دان و ستاره شناس هندی)، در بيش از 2500 سال قبل، يوگا را از حالت انحصاری و متعلق به طبقات خاص مردم آن زمان، به يک شيوه قابل استفاده و روشن و روان به هشت مرحله تقسيم و به عموم معرفی نمود و گفت: هرکس با شروع و اجرای قوانين آن در زندگی فردی و اجتماعی خود می تواند، رنج و وابستگی را به شادی و آگاهی و يکی شدن با هستی تبديل نمايد.

1- ياما (کنترل و تصفيه کردن زشتی ها)
2- نياما ( نظم و اجرای قوانين)
3- آسانا ( وضعيت جسمانی )
4 - پرانا ياما ( کنترل انرژی حياتی از طريق تمرينات تنفسی )
5- پراتياهارا ( کنترل 5 حس)
6- دها رانا(تمرکز فکر)
7- ديا نا (مراقبه)
8- سامادهی ( يکی شدن با کل )

در گذشته های دور هر کس که می خواست يوگا را، جزء زندگی خود نموده و جسم و ذهن خود را سالم و ساده نمايد، نخست می بايست به اجرای عوامل روانشناختی ياما و نياما پرداخته و پس از آن می توانست به شيوه های ديگر که در ارتباط با کسب نيروهای جسمی و ذهنی و خالص سازی آنها بود، مبادرت ورزد.

امروز با وجود زندگی پر شتاب ماشينی و کمبود وقت و حوصله کافی، انسان نمی تواند هشت مرحله فوق را از ابتدا شروع کرده و اين سير و سلوک را صبورانه طی کند.



يوگا يك اسطوره باستاني نمي باشد و چنين ادعائي هم ندارد. بلكه ميراث ارزشمندي ست كه به موازات تكامل بشري كامل گرديده است و اين تكامل به سمت نظم و خالص شدن جهت دارد.

_________________
خداوند قصد کرد تا در هستی تحولی ایجاد کند،
پس من پای به عرصه وجود نهادم.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
 
يوگا
مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
 :: متفرقه :: ورزش-
پرش به: